تبليغاتX
گاه نامه ی زندگی من - معلم

گاه نامه ی زندگی من

معلم

دو روزی از روز معلم گذشته. خیلی وقت بود می خواستم به بهانه ی یه همچین روزی از معلم هام بنویسم. از مربی های آمادگی و کودکستان گرفته تا معلم های دبستان و کلاس زبان و راهنمایی و دبیرستان و بعد هم استادهای دانشگاه...از هر کسی که چیزی یادم داده....اسم ها و چهره های همشون تو خاطرمه...از شیما جون مهد کودک گل سرخ گرفته تا نیره جون معلم نقاشیم...تا خانم مخبری کلاس اول...بعضی ها ماندگار ترن. بین معلم های دبستانم از خانم کریمی کلاس پنجم که بگذریم که خیلی دوستش داشتم خانم فخرایی کلاس سوم دبستان برای من معنای واقعی یه معلم رو تداعی می کنه. این دو سال اینجا آرزو کردم کاش هنوز شماره ی خونه اش رو حفظ بودم و بهش زنگ می زدم و روزش رو تبریک می گفتم. معلمی که به من اعتماد به نفس داد...معلمی که به من مدیریت یاد داد...معلمی که من و روزها برد خونش و برام غذاهای رنگارنگ درست کرد و معلمی که با هم می رفتیم استخر. معلمی که تا حالا چهره ی بداخلاقش رو ندیدم. از معلم های دوره ی راهنمایی...خانم ملک زاده معلم ریاضی سوم راهنمایی...خانم رفیعی معلم علوم که با همه ی شیطنطت هام کنار اومد و هیچ وقت طغیان های دوره ی نوجوونیم رو به روم نیاورد و خانم اصغر نژاد معلم ادبیات که هر انشایی نوشتم ازم خواست تو کلاس بلند بخونم و نوشته هام رو باور کرد. معلم های دبیرستانم تفریبا همشون ماندگارن...به همشون به شدت مدیونم...به خانم فرزامفر که هرچی ریاضی بلدم از اون یاد گرفتم...به خانم شباب گل...به خانم ناصری که بهم درس زندگی داد...به خانم سپانلو جدی...به خانم معصومی مهربون...به خیلی های دیگه...به خانم آقایی مدیر دبیرستانمون...کاش روزی برگردم ایران و برم تک تکشون و پیدا کنم . بهشون بگم که چقدر قدردان زحماتشونم...کاش اونام اینجا رو می خوندن.

از معلم های ایرانم اسم بردم دلم نیومد از دو تا استادهای فوقم و رئیس دانشکدمون تو دوره ی فوق یادی نکنم...

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت10:4توسط بنفشه |